از يوسف پيامبر
سپتامبر 27, 2008 at 6:17 ب.ظ | In نقد | 1 CommentTags: معابد مصر, پيامبران, تمدن, تاريخ, سريال هاي تلويزيون
داستان يوسف پيامبر رو تا حالا شونصد بار تو كتابها خونديم يا كسي برامون تعريف كرده ،اما همه داستاني كه شنيديم يا خونديم اين بوده كه براداران يوسف يوسف را به چاه مي اندازند ، بعدش داستان زليخا پيش مياد و به زندان افتادن يوسف و خواب و تعبير خواب و قحطي و همين !
اما تو اين سريال يوسف پيامبر كه جمعه شب ها از شبكه يك پخش ميشه به يه سري جزئيات اشاره شده كه اين سريال رو جذاب كرده و تونسته طرفدارن زيادي رو پيدا كنه ، مثلا اينكه درباريون با معبد آمون(؟) اختلاف شديد دارن و قراره جنگ كنن و… بعلاوه اينكه همسر عزيز مصر و نيز همسر فرمانده مصر طرفدار معبد آمون هستند ولي شوهرانشون خدا هاي معبد آمون رو قبول ندارند .اينا رو توهيچ كتابي نخونده بودم يا اينكه بهمون نداده بودن كه بخونيم آخه از همون اول ابتدايي كه مدرسه ميريم يه سري كتابها رو ميدن بخونيم و هر سال همون داستان ها تو كتاب هاي سال هاي بالاتر تكرار ميشه !

در مورد شخصيت هاي اين فيلم ، من به شخصه از شخصيت جناب پوتيفار (عزيز مصر) و جناب حونيفر (پيشكار قصر) خيلي خوشم مياد . به نظر من همانطور كه ذكر جزئيات باعث جذابيت تاريخ بيهقي شده اينجا تو اين سريال هم ذكر جزئيات تاثير زيادي بر جذب مخاطب گذاشته ، يوزارسيف ،نامي است كه زليخا و مصريان براي يوسف انتخاب كرده اند. او فنون رزمي ،شمشير بازي ، تير اندازي ،پرتاب نيزه و… را ياد ميگيره. صاحب مراتب و پست هايي در قصر ميشه همه اونو دوست دارن و… ولي من موندم يعني بازيگر از اين قشنگتر نبود بيارن ، البته خوب نظرم خوب نيست فكر كنين بجاش پوريا پور سرخ رو مياوردن ؟!
سريال كم كم داره به همون نقطه حساس نزديك تر ميشه، طمع زليخا روز به روز بيشتر ميشه ،بايد منتظر قسمت هاي بعدي بود تا ببينيم چه جزئيات جديد رقم مي خوره !بايد منتظر سانسور هاي اين سريال هم باشيم !!
نقدي بر آلبوم yelpaze امراه (2008)
سپتامبر 5, 2008 at 4:57 ب.ظ | In موسيقي, نقد | 5 CommentsTags: خوانندگان تركيه, دانلود آهنگ
امراه از خوانندگان محبوب تركيه است كه طرفداران بسيار زيادي در ايران نيز دارد ، او به سبك پاپ مي خواند و مدتي است آلبوم جديد او به بازار آمده است. با اينكه اين آلبوم او نيز بسيار زيباست اما نتوانسته رضايت كامل از سوي طرفدارانش را جلب كند اين شايد به اين دليل است كه آلبوم هاي قبلي او بسيار قشنگ است و همين توقع را از او بالا برده است . يكي از معايبي كه دراين آلبوم وجود دارد تقريبا مي تواند همان عيبي باشد كه سياوش قميشي در البوم جديدش (رگبار) دارد منظورم آهنگ هاي آن است كه بسيار شبيه آهنگ هايي است كه در زير زمين ها به صورت كامپيوتري تهيه مي شود . و شايد اين مشكل تمام آهنگ هاي پاپ است. اما به هر حال آلبوم او از نظر من بسيار زيباست و اگر ذره اي علاقه به او داريد شنيدن آهنگ هاي او را توصيه ميكنم.

شما مي توانيد از اينجا سايت امراه درايران را كه بسيار زيبا طراحي شده است ببينيد.
او در آلبوم جديدش 10 آهنگ ارائه داده است .
.Ruhundayim
Hani Nerde
Seni Seviyorum
Askim Gitme
Gittigin Gunden Beri
Don Artik
Askin Muamma
Seni Seviyorum – Clup Remix
Ruhundayim – Clup Remix
Ruhundayim – House Remix
دانلود فول آلبوم در يك فايل زيب با حجم 41.5 مگابايت
مطالب مرتبط: معني آهنگ askim gitme ، آلبوم رگبار سياوش قميشي
جمع آوري اطلاعات اقتصادي يا علاف كردن ملت
آگوست 5, 2008 at 8:32 ق.ظ | In نقد | 2 CommentsTags: آمار, اقتصاد, خانواده
بحثي كه اين روزها ملت رو علاف خودش كرده طرحي است به نام جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوار. ديروز آقا ما هم رفتيم تا اين فرم ها رو تحويل بديم البته روز قبلش وقت گرفته بودم ، چند دقيقه اي كه اونجا تو صف وايستاده بودم هركي ميومد مي گفتن ديگه وقت نداريم برين يه مدرسه ديگه ، نه آقا روز هاي ديگه هم وقت نداريم بايد برين 6 شهريور به بعد بياين. البته مدرسه هاي ديگه هم همين وضع رو داره تو هر مدرسه 5-6 نفر رو گذاشتن واسه همين كارها ولي فقط يه نفر فرم پر ميكنه و بقيه عملا نقش كليدي سياهي لشكر رو بازي مي كنن .
جالب اينكه واسه پر كردن هر فرم نيم ساعت وقت اختصاص ميدن خودتون حساب كنين كه تو يه روز از صبح تا شب چند نفر رو مي تونن راه بندازن ! تازه اين روزهاي اوله يعني واسه خانواده هاي 1 تا 3 نفره! خدا عاقبت خانواده هاي بالاي 10 نفر رو به خير كنه ، كم هم كه نداريم ماشا ا… . حالا فكر ميكنين اونجا پشت ميز كي نشسته ؟ اكثرا يه سري آدم به اصطلاح مامور آمار گير كه سوادشن فك كنم پنجم ابتدايي هم نيست! هر كي كه مياد تو لطف ميكنن و به جاي راه انداختن ملت و پر كردن فرم ها ، يه 20 دقيقه اي رو براشون وقت مي زارن و توضيح ميدن كه الان وقت ندارن ، بله دستشون درد نكنه ! چقدر پول ميگيرن خدا مي دونه!
اينكه اصلا اين طرح واسه چي هست و بعدش قراره چه بلايي سرمون بياد خدا مي دونه ! ميگن در راستاي تحقق اهداف جمهوري اسلامي ايران !! ما هم قانع شديم! به هر حال بهتر عجله كنين و برين يه نوبتي واسه خودتون بگيرين!
اينجا مشهد،مثلا شهر زندگي!
جولای 20, 2008 at 12:35 ب.ظ | In نقد | 3 CommentsTags: Add new tag, مشهد،شهر زندگي، خريد
خسته شديم از بس در مورد مشكلات مملكت بحث كرديم ميگم گاهي وقت ها بد نيست كه ديد مثبت داشته باشيم مثلا از ويژگي هاي شهرمون بگيم!
امروزمي خوام يه خورده از بازار و كسبه مشهد بگم: اول اينكه كسبه مشهد خيلي با هم همدستند و هميشه هماهنگ كار مي كنند ، به عنوان مثال اگه بخواين چيزي بخرين هر جاي شهر كه باشين فروشنده محترم تاكيد ميكنه كه هيچ جا نمي تونين همچين جنسي رو با اين قيمت گير بيارين. اگه رنگ مورد نظر جنس مورد علاقه شما وجود نداشته باشه فروشنده ميگه كه اون رنگ از مد افتاده و الان اين رنگ مده ، يا اگه سايز لباسي اندازه شما نباشه به شما مي فهمون كه اندازتونه!
اگه مشغول خريد چيزي باشين و يه هويي چند تا خانم از نوع هلو وارد مغازه بشن بهتره قبل از اينكه بيشتر ضايع بشين مكان رو ترك كنين چون ممكنه فروشنده يادش بره كه داشته چيزي رو به شما مي فروخته .
فرض كنيد قصد خريد كفش داريد و ويترين را نگاه مي كنيد اگه پسند نكنين و بخواي رد شين شاگرده تيز مي پره ميگه آقا داخل مدل هاي ديگه هم هست، شما هم مي تونين تشريف ببرين داخل و مدل هاي ديگه رو ببينيد البته اگه لنگه ديگه كفش هاي داخل ويترين نباشه!
از ويژگي هاي ديگه اينكه فروشنده در هنگام پرداخت حتما قسم مي خوره كه داره زير قيمت به شما مي فروشه !
خلاصه اين شهر قوانين اقتصادي خاص خودشو داره و از قوانين تاجر بوسان و اينا خبري نيست، اينجا روش هاي نوتري واسه جذب مشتري داره!
پ.ن: بعد از نوشتن اين مطلب احساس مي كنم براي خريد بايد به شهر ديگه اي برم، مثل اين روستايي ها كه وقتي مي خوان چيزي بخرن ميرن شهر!
چايي نطلبيده مراد است؟!
جولای 19, 2008 at 7:43 ب.ظ | In نقد | 2 CommentsTags: تحول در موسسات آموزشي
بي اختيار به بيسكويت هاي روي ميز نگاه ميكردم ، دوستم آروم گفت:” اينجا قبلا چايي هم گذاشته بودند.” چند متر اونطرف تر احساس كردم خانومه شنيد خيلي خونسرد به طرف آبدار خونشون رفت ، 30 ثانيه طول نكشيد كه آبدارچي بساط چايي رو برپا كرد.
خوشم اومد يه موسسه آموزشي كه تو مشهد، مشهدي بازي درنمياره. البته خودشون مي گفتن كه كار اصلي شون اينجا چيز ديگه ايه و آموزش بخش كوچيكيه كه چاشني كارشون شده .طرز برخورد شون هم عالي بود.
پ.ن: بالاخره ما اين تابستون يه كلاسي رو رفتني شديم!
خداحافظ هاشميه
جولای 7, 2008 at 10:18 ق.ظ | In نقد | 1 CommentTags: هاشميه انتقال دانشكده به قاسم
خبر رسيده كه رفتنمون از اين دانشكده قطعيه حس دل كندن ندارم دوست داشتم بيشتر اينجا باشم دو سال زندگي كردم اينجا، رفتن به دانشكده بزرگتر و محيط تازه تر قطعا چيزهاي زيادي بهمون ياد ميده مخصوصا اينكه قبلش توي يه دانشكده اي كه اندازه يه مدرسه راهنمايي مختلطه درس خونده باشي اونم تو محيطي كه دور وبرت به غير از هم رشته اي هات فقط بچه هاي كارداني باشند. به هر حال اين انتقال به نظر من مثبته با اينكه شايد اولش مشكلات زيادي برامون پيش بياد، شايد عادت كردن به محيط جديد و قوانين اون سخت تر از بقيه مشكلاتش باشه ولي خوب مزايا هم كم نداره.. ما همون هايي بوديم كه واسه انتقال جمع شديم جلو سازمان مركزي و اعتراض كرديم كه ظاهرا نتيجه داد .خود من اصلا اميدوار نبودم جواب بده.
هاشميه دلم برات تنگ ميشه! مسيرش هم واسه من كلي فرق ميكنه، كلا مسير هاشميه رو بيشتر دوست دارم تا قاسم آباد.(حتما ميگين خوب خسته نباشي!)
يه خبرخوب هم شنيدم اينكه مدير گروهمون دكترا قبول شد خوب اولش خيلي خوشحال شدم ، ولي خوب كه فكر كردم دپرس شدم چون كه احتمالا يكي ديگه مياد مدير گروه مون ميشه ، اصلا نمي تونم همچين چيزي رو تصور كنم. همش فكر ميكنم هيچكي نمي تونه جاي اونو بگيره!
بازم يكي ديگه داره مي ره و ما قدرشو ندونستيم، هميشه همينجوريه تا كسي نره نمي فهميم چه چيزي رو از دست داديم. عادت كرديم آدم ها رو بعد از رفتنشون بشناسيم.
با ريش،پيرمرد ها هم آدم حسابت نمي كنن!
جولای 3, 2008 at 8:43 ق.ظ | In نقد | 1 CommentTags: ريش احترام شخصيت
آقا ما يه چند وقتي اومديم ريش مناسبتي گذاشتيم خيلي هم بلند و شلخته و پلشت شده بود. ولي خوب يه چيزايي كه گيرمون اومد اين بود كه با ريش هيچكي حوصله اينكه حتي بهت نگاه كنه رو هم نداره. نتيجه گرفتم كه بيشتر از 95درصد آدم هاي جامعه ريش دارها را قبول ندارند. حتي پيرمرد ها هم از اين كه مي ببينن يه جوون به اين سن و سال و خوش قد وهيكل(حالا ما نه، يكي ديگه) ريش داره يه جور ديگه فكر ميكنن ، واسه خودشون ميزارن تو راسته آدم هاي ريش دار…. كه همه بدشون مياد.تو خيابون هم هركي به قيافت نگاه ميكنه چندشش مياد!
شخصا اعتقاد دارم كه تميز و مرتب بودن سرو صورت و لباس ها دليل احترام به اطرافيانه ، خودمم هم هميشه اين نكته رو سعي ميكنم رعايت كنم.
وقتي عكس ريش دارمو به يكي از دوستاي صميمي كه يكي دوماهي ميشد منو نديده بود نشون دادم با تعجب پرسيد اين كيه؟ خلاصه تجربه جالي بود كه نكات زيادي را هم دربر داشت.
پ.ن: كماكان مشكل ورود به مديريت ورد پرس رو دارم!؟
سكولاريسم ونماز ما
ژوئن 24, 2008 at 8:23 ق.ظ | In نقد | 1 CommentTags: سكولاريزم مسيحيت نماز
انديشه 2 كه مي خوندم يه جا از دلايل پيدايش سكولاريسم نوشته بود كه يكيش اين بود:جذميت، مصونيت و خشونت در كليسا .يعني اينكه مسئولين كليسا مردم رو مجبور ميكردند كه احكام ديني رو اجرا كنند و مخالفت با آنها مخالفت با دينشون به شمار مي رفت.
يادمه قديما كه مدرسه مي رفتيم تو دبيرستان و راهنمايي،حتي پيش دانشگاهي ما رو به زور مي بردند نماز!
كريس دي برگ و تهران
ژوئن 9, 2008 at 10:41 ق.ظ | In نقد | Leave a Commentبه تهران آمد ، اين شهر را آرام تر از لندن و لس آنجلس ديد ،اولين خواننده مشهور غربي است كه بعد از انقلاب وارد ايران مي شود، اين خواننده مشهور ايرلندي پس از اجراي مشترك و موفق با گروه آريان قول اجراي كنسرت را در تهران داده است. خوب است كم كم داريم ما هم كنسرت برگزار مي كنيم رو به اميدواريست، همين چند وقت پيش بود كه اجراي هر كنسرتي در مشهد و چند شهر ديگر ممنوع شد و مي شود ما كه نمي دانيم!
ببينيد:اجراي قشنگ كريس دي برگ و آريان(نوري در ابديت يا به عبارتي دوست دارم …)
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.



